• دسته ها
  • ژانرها
  • بازیگران
  • کارگردانان
  • کشورها
  • تاریخ انتشار
  • استودیوها
  • شبکه ها
  • کالکشن ها
  • موسسات دوبله
  • صداپیشگان

فرم ورود سایت

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

عضویت در سایت

خلاصه :
در ادامه فصل اول حالا ماموریت های به مراتب خطرناک تری پیش روی کارمن سن دیگو قرار گرفته است...
خلاصه :
گروه اسباب بازی ها میزبان یک اسباب بازی جدید به اسم فورکی میشوند و این مسئله باعث میشود که ماجراجویی های جدیدی برای شان شروع شود.
خلاصه :
داستان فیلم در مورد چند خواهر و برادر است که پدر و مادرشان به تعطیلات رفته اند و انها در خانه تنها هستند. تا اینکه یک شب گروهی ازموجودات فضایی در کنار منزل آنها فرود می آیند و میخواهند دنیا را تسخیر کنند …
خلاصه :
داستان فیلم در مورد یه نفر به اسم هوی بو که طی یه تقلب توی بازی صاحب یه قصر میشه ولی به همین خاطر جونشو از دست میده ولی روحش توی قصر میمونه تا این که قرنها بعد یکی از نوادگانش برای ازدواج و زندگی به اونجا میره و...
خلاصه :
گروه حل کننده های معما دوباره گرد هم جمع می‌شوند تا درباره یک جزیره آشنایی که پر از زامبی شده تحقیق کنند ...
اسکوبی دوو: بازگشت به جزیره زامبی
خلاصه :
پرنسس آنیکا از چنگال جادوگیری شرور فرار کرده و با اسبی بالدار که بعدها متوجه میشود خواهرش است همراه میشود …
خلاصه :
این فیلم داستان دختری به نام Sintel را دنبال می‌کند که در جستجوی یک اژدها بچه است . به یاد داشته باشید که " Sintel " مشخص می‌کند که Sintel با بال خود در ارتباط بوده و به مراقبت از آن کمک کرده‌است و پیوند نزدیکی با آن ایجاد کرده‌است . زمانی که بال‌هایش به دست آمد و قادر به پرواز بود , یک اژدهای بالغ او را گرفتند . Sintel از آن زمان به دنبال تلاش برای نجات Scales , دفاع از حیوانات و جنگجویان در طول راه است . او در نهایت به درون غاری وارد می‌شود که یک نسل بالغ و بچه اژدها است , دومی که او بر آن است با آن تناسب داشته باشد . اژدها بالغ می‌شود و به Sintel حمله می‌کند , اما برای کشتن او مردد است . Sintel اژدها را می‌کشد و فقط جای زخم در جناح خود را تشخیص می‌دهد و درک می‌کند که اژدها یک ترازو بالغ است و او نیز به طور قابل‌توجهی
خلاصه :
داستان انیمیشن «روباه نما» از این قرار است که دختری بنام «امیلی» توسط روباه ها ربوده شده و حال مجبور است در زیر زمین کار کند...
خلاصه :
پس از نفرین خانواده ی “رومانوف” توسط “راسپوتین“، آناستازیای جوان را از مادربزرگش “ملکه ماریا” جدا می کنند. آناستازیا در یک یتیم خانه بزرگ می شود و در جوانی با کسانی آشنا می شود که به امید گرفتن جایزه ای از ملکه ی ثروتمند پیر به دنبال دختری هستند که شبیه آناستازیا باشد تا او را به پاریس ببرند…