• دسته ها
  • ژانرها
  • بازیگران
  • کارگردانان
  • کشورها
  • تاریخ انتشار

فرم ورود سایت

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

عضویت در سایت

خلاصه :
اندی دِیویس، ۱۸ ساله، کمتر از سه روز تا رفتن به دانشگاه فاصله دارد. اسباب بازی‌هایش، شامل وودی و باز لایت یر، درباره آینده نامعلومشان نگرانند. آنها به طور ناخواسته سر از مهدکودکی در می آورند که در آنجا با مشکلات فراوانی رو به رو می شوند...
خلاصه :
اندی و مادرش دارند از خانه اسباب کشی می‌کنند. در میان جمع کردن وسایل، وودی تصادفا پیش یک اسپانسل تبلیغاتی عروسک می‌رود. در آنجا وودی با جسی و جوینده طلا و اسبی به نام چشم گاوی آشنا می‌شود. وودی در کمال تعجب درمیابد که ست‌هایی همچون خودش در آنجا هستند. گویی او به آنها تعلق دارد پس قبول می‌کند با آنها همراه شود. در آن سو باز لایتر و سایر اسباب بازی‌ها بدنبال برگرداندن وودی هستند …
خلاصه :
«اندی» پسر بچه‌ای شش ساله است که اسباب بازی‌هایش را خیلی دوست دارد. اما دانستن این موضوع که اسباب بازی‌ها زنده می‌شوند کمی عجیب به‌نظر می‌رسد. «وودی»، گاو چرانی قدیمی و اسباب بازی مورد علاقهٔ اندی، رهبر تمامی اسباب بازی‌ها در اتاق اندی است. اندی در جشن تولدش، تکاوری فضایی به نام «باز لایت یر» هدیه می‌گیرد و این اسباب بازی جدید جای وودی را تا حدی تنگ می‌کند. حس حسادت وودی منجر به چشم و هم‌چشمی می‌شود و...
خلاصه :
داستان پس از تعطیلات کریسمس اتفاق می افتد جایی که اسباب بازی ها خودشون رو در یک سرزمین غیر معمول با یک سری اسباب بازی های جدید و عجیب و غریب پیدا می کنند. آنها باید به کمک هم چاره ای بیندیشند تا راه خروج را پیدا کرده و سالم به خانه بازگردند و…
خلاصه :
اسباب بازی ها به سفری در جاده می روند اما اتفاقی ناخواسته آن ها را به یک متل کنار جاده ای هدایت می کند. بعد از اینکه یکی از اسباب بازی ها گم می شود، سایر آن ها به دنبالش می گردند. اما آن ها متوجه گیر افتادن در مسئله ای مرموز و هولناک می شوند و …